سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
مدیر وبلاگ
 
نویسندگان وبلاگ
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 3
بازدید دیروز : 20
کل بازدید : 43896
کل یادداشتها ها : 100
خبر مایه


1 2 >

بسم رب الشهدا

شهدا

باسلام خدمت شما بزرگواران

وبلاگ چوایران نباشد تن من مباد قصد دارد در جهت معرفی شهدای ایران زمین ،از دوستانی که تمایل به همکاری دارند ومی خواهند در این پروژه معنوی سهمی داشته باشند،نویسنده از سراسر کشور بگیرد تا با هم شهدای ایران زمین رو به همگان معرفی کنیم،لطفا کسانی که تمایل به نویسندگی در این وبلاگ رو دارند با ارسال درخواست خود به وبلاگ ویا به ایمیلmolayi.majid@yahoo.com اعلام آمادگی کنند. امید است گامی برداشته شود در شناخت وپاسداشت خون شهدای عزیزمان.

منتظر شما دوستان هستم.


  

 

با ورود شبکه های مجازی و آسان کردن راه های ارتباطی،کاربران زیادی محتوایی مانند تصاویر ،فیلم،صوت و ... را در این شبکه ها رد و بدل می کنند بدون اینکه از پشت پرده این شبکه ها اطلاع داشته باشند.

در بین شبکه های اجتماعی اینستاگرام،تلگرام و واتساپ پیشتازتر از دیگر رقبای خود هستند.

 

ادامه مطلب...

  

 

با ورود شبکه های مجازی و آسان کردن راه های ارتباطی،کاربران زیادی محتوایی مانند تصاویر ،فیلم،صوت و ... را در این شبکه ها رد و بدل می کنند بدون اینکه از پشت پرده این شبکه ها اطلاع داشته باشند.

در بین شبکه های اجتماعی اینستاگرام،تلگرام و واتساپ پیشتازتر از دیگر رقبای خود هستند.

 

ادامه مطلب...

  

 

غروب بود و خیمه زد شراره روی خیمه‌ها

دوید شعله باعطش به جست وجوی خیمه‌ها

غروب بود و آسمان به سر هوای گریه داشت

چو داشت چشم حادثه، نظر به سوی خیمه‌ها

غروب بود و نسیم شعله ور شبانگاهی، اخگر جان هفتاد و دو کبوتر عاشق در خون غلتیده را می‌افروخت و ترنم سوزناک پروازهای پرپر شده را در آغوش دشت، می‌پراکند.

چشم آفتاب هنوز به ندامت بود و خیمه‌ها هنوز در شعله‌های شرارت می‌سوخت.

از هر طرف حادثه، لاله ای روییده بود.از هر سوی نگاه، نیلوفری به خون غلتیده بود.

زمان، بوسه‌های خویش را نثار زمین می‌کرد و زمین مهد تلاطم بود و بی‌تابی می‌کرد.

آرمان زلال حسین، در نگاه بلند زینب جاری بود؛ بهار، همجوار پاییز بود و عطش همسایه فرات.

زاویه دید زمین می‌چرخید و می‌چرخید، تا لطافت پرپر شده، طفلی شیرخوار را بیابد.


  

 

 

 

 

سجاده‌ای که آبشار سجده‌هایت را در آن می‌ریختی، برای معراج آماده است.

این بار دیگر از معراج به تنگنای زمین باز نخواهی گشت؛ که زمین، سجاده‌ای به زیر پای توست برای پرواز تا ابدیت.

بغضی گلویم را می‌فشارد و به ذرات سمّی می‌اندیشم که در رگ‌های تو، ناگزیر به گردش درآمده‌اند؛ تا وسیله دیدار تو با حضرت دوست شوند.

دست‌هایت، آن دست‌های آبرومند دعا، چون دو بال پرواز تو را با خود بردند؛ تو را که آبرومندترین صدای نیایش بودی و هر لحظه پروردگار، به شوق شنیدن نجوای تو، به خاک تیره مهربان‌تر می‌نگریست.

اینک، صدای فراگیر تو، خاموش می‌شود و این صدای شهید، دیگر خواب سنگین شبزدگان را نمی‌آشوبد.



  

 

یکشنبه 12 آذر 91 :: 3:12 عصر ::  نویسنده : حمیده بالایی

ای ایها الناس...............





آنانی که دوست دارید به کرببلا بروید!!!



مراقب باشید!!!




می خواهم رازی برایتان فاش کنم!!!!


گفتنش از من !



دعاکردنش از شما برای همدیگر!!!!








می خواهم به شما بگویم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!






مراقب باشید!




این سفر..................




خاکستری ندارد!!!!




یا سفید است!!!



یا سیاه است!!!



ای رفته ها ! مراقب باشید! و به آنان که نرفته اند سفارش کنید!



و ای نرفته ها!!! مراقب تر باشید! و بر سر پیمانهای خویش بمانید!!!!



تقدیم به اربابم حسین جان



لبیک یا حسین جان



  

آخرین برگ دفترچه یادداشت یکی از شهدا که در حین تفحص به دست آمده است:
امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم ،
آب و نان را جیره بندی کرده ایم عطش همه را هلاک کرده ،
حالا همه با شهدا در کنار هم در انتهای کانال خوابیده ایم،
دیگر کسی تشنه نیست و امیدوارند به دست سید الشهدا سیراب شوند.


  

همسرم سه ماهه حامله بود.
التماس و اصرار که منو هم ببر؛مشکلی پیش نمی آید.
هر جوری بود راضیم کرد.
با خودم بردمش،اما سختی سفر به شدت مریضش کرد.
وقتی رسیدیم کربلا،اول بردمش دکتر.
دکتر گفت:احتمالا" جنین مرده،اگه زنده هم باشه امیدی نیست چون علائم حیاتی نداره.
وقتی برگشتیم مسافرخونه،خانم گفت:من این داروها رو نمیخورم،بریم حرم.
هر جور که میتونی منو برسون به ضریح آقا.
زیر بغلهاش رو گرفتم وبردمش کنار ضریح.
تنهاش گذاشتم و رفتم یه گوشه ای واسه زیارت.
با حال عجیبی شروع کرد به زیارت.
بعد هم خودش بلند شد و رفت تا دم در حرم.
صبح برای نماز بیدارش کردم،با خوشحالی بلند شد و گفت:
چه خواب شیرینی بود.الان دیگه مریضی ندارم.
بعد هم گفت:توی خواب خانمی رو دیدم که نقاب به صورتش بود،یه بچه زیبا رو گذاشت توی آغوشم.
بردمش پیش همون پزشک.
20دقیقه ای معاینه اش کرد.
آخرش هم با تعجب گفت:یعنی چی؟موضوع چیه؟دیروز این بچه مرده بود،
ولی امروز کاملا" زنده و سالمه!اونو کجا بردید؟کی این خانم رو معالجه کرده؟
باور کردنی نیست،امکان نداره؟
خانم که جریان رو براش تعریف کرد،ساکت شد و رفت توی فکر.
وقتی بچه به دنیا اومد اسمش رو گذاشتیم"محمد ابراهیم".

                                  ((محمد ابراهیم همت))


  
آنهایی که رفتند کار حسینی کردند
 
و آنهایی که ماندند باید کار زینبی بکنند
.

شادی روح شهدا صلوات.....

  

امام صادق (ع) فرمودند:عمر در کوچه جلوی حضرت زهرا(س) و حسنش را گرفت و ابتدا با لگدی به پهلوی او زد«فرفسها برجله»،«ثم لطمها»سپس فریاد زد که ای زهرا سند(فدک) را به من بده.امام حسن فرمود مادرم امتناع کرد بعد نفهمیدم چه شد یک مرتبه دیدم مادرم به زمین افتاد.

عمر در نامه ای که به معاویه نوشت به عنوان افتخارش گفت:در آن حال جلوی زهرا ایستادم«و ضربتُ ضرب? من ضاهر الخمار»و از روی مقنعه(روسری)چنان سیلی به صورتش زدم که گوشواره به زمین افتاد.

امام صادق (ع)فرمودند:از آن روز به بعد مادرم فاطمه«معصب? الراس»یک روسری به صورت می بست مبادا بابایم علی بفهمد.

ای کاش یکی بود در آن کوچه و میگفت

مردی که به زن حمــله کند مرد نباشـــــد


  
+ شبکه وبلاگی استان هرمزگان برگزار می کند:مسابقه وبلاگی به مناسبت هفته وحدت


+ شبکه وبلاگی استان هرمزگانبرگزار می کند:


+ با سلام خدمت دوستان،شبکه وبلاگی استان هرمزگان با برنامه ای جدید آغاز به کار نموده و از دوستان وبلاگ نویس دعوت به عضویت در این شبکه می نماید؛از مزایای مهم این شبکه دیده شدن و محبوبیت وبلاگ شما در سطح کشور می باشد و مطالب شما بر روی سایت های خبری کشور منتشر خواهد شد.هم اکنون عضو شوید.




+ به مناسبت روز نکبت سایت های اسرائیلی هک شدند.ادامه مطلب را در سایت پایگاه خبری تحلیلی حکمی نیوز هرمزگان به آدرس:www.bia2hakami.ir بخوانید.




+ ناکامی عربستان برای تامین نفت کشورهای اروپایی ادامه مطلب را در وبلاگ بخوانید واطلاع رسانی کنید.




+ آلمان، مسؤولیت حفاظت از شاهین نجفی را به عهده گرفت<br> صدای آمریکا: «پلیس آلمان اعلام کرد از جان شاهین نجفی هنرمند ایرانی ساکن کلن در برابر تهدید بنیادگرایان حفاظت خواهد کرد.»<br>ادمه را در وبلاگ بخوانیدو دروبلاگ خود اطلاع رسانی کنید.




+ سلام<br> با بال و پر نیاز هجرت کردند<br> تا گلشن سبز راز هجرت کردند<br> خون است دل شقایق ای غنچه مخند<br> مرغان بهار باز هجرت کردند<br> برا پروژه معرفی شهدا تو وبلاگم یه ایده جالبی پیاده کردم که هم تصویر و هم محتوا رو به خواننده برسونه لطفا برای معرفی بهتر شهدا منو از پیشنهاداتتون بهره مند کنید.<br>




+ سلام دوستان<br>ما وبلاگ نویسان ایران زمین اقدام دولت آلمان در تعطیلی شبکه پرس تی وی را محکوم می کنیم واعلام می کنیم اقدام بی شرمانه دولتهای اروپایی در تعطیلی یک شبکه بین المللی فقط باعث رسوایی وبد نامی این کشورها خواهد شد<br>




+ سلام دوستان،پیشاپیش عید باستانی نوروز را به شما تبریک می گم،امیدوارم به همتون خوش بگذره،فقط امام زمان(عج)رو فراموش نکنید


+ بسم الله الرحمن الرحیم کجایید شهدا،بیایید ببینید چگونه قدردان خون شما هستند،بیاید ببینید مردمی که شما بخاطرشون رفتید چه غوغایی دارند میکنند ببینید چگونه بعضی از مسئولین ما دارند از شما سواستفاده می کنند،از جنگیدن در کنار شما میگن تا به یه نون نوایی برسند. کجایید ببینید دارن ایران وفرهنگ ایران رو غارت می کنند،کجایید...!






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ